روزنوشت‌های من

آرام‌گاه تأمل‌های گاه‌ و بیگاه‌ام

آقای روان‌بخش، تحریف تا کجا؟

در شبکۀ اجتماعی گوگل‌پلاس جمله‌ای منسوب به سخنرانی نخست‌وزیر اسرائیل در آیپک 2012 در دفاع از آیت‌الله خامنه‌ای مطرح شد که استقبال نسبتاً زیادی نیز از آن شد. متن این جمله از این قرار بود:

نخست وزير صهيونيستي ضمن هشدار به غرب مي‌گويد: « قبلاً درباره خطر هسته‌اي ايران هشدار دادم اما امروز مي‌خواهم خطر پيچش تاريخ به نفع ايران را گوشزد کنم و بگويم خامنه‌اي از تنگه خيبر در عربستان تا تنگه جبل الطارق در مراکش را به لرزه در آورده و ملت‌ها را به سوي خود جلب کرده است.»

طبعاً این جمله به نتانیاهو نمی‌خورد. منبع می‌پرسم، به مقاله‌ای از آقای روان‌بخش ارجاع می‌شوم. در مقالۀ آقای روان‌بخش که خبری از «آیپک 2012» نیست و نتانیاهو آنجا چیزی در این حدود نگفته است. با دردسر دنبال اصل مطلب می‌گردم و به جروزالم‌پست می‌رسم. ترجمۀ پاراگراف مربوطه از سخنرانی نتانیاهو در کنگرۀ آمریکا از این قرار است:

«حمایت از امنیت اسرائیل، سرمایه‌گذاری خردمندانه‌ای بر روی آیندۀ مشترک ماست. چرا که اکنون نبردی حماسی در خاورمیانه میان ظلم و آزادی در حال شکفتن است. لرزه‌ای بزرگ اکنون زمین را از گذرگاه خیبر تا تنگۀ جبل‌الطارق تکان می‌دهد. رعشه‌های آن دولت‌هایی را چندپاره کرده و حکومت‌هایی را سرنگون کرده است. و همگی می‌توانیم ببینیم که هنوز این زمین در حال جابجایی است. اکنون این لحظۀ تاریخی، وعدۀ سپیده‌دم نوین آزادی و فرصت را می‌دهد. میلیون‌ها جوان، مصمم به تغییر آینده‌شان هستند. ما به آنها نگاه می‌کنیم. شجاعت را به صف کرده‌اند. زندگی‌شان را به خطر می‌اندازند. خواهان شأن و بزرگی هستند. به آزادی سیاسی میل دارند.»

احتمالاً اصل ماجرا توضیح بیشتری لازم ندارد؛ اما یک برداشت و دلالت مهم دارد:

من همیشه به گفتار سیاست‌پیشگان مشکوک‌م؛ به بعضی‌ها مشکوک‌تر. دست‌کاری (manipulation) و برجسته‌سازی (agenda setting) و قاب‌بندی (framing) ابزار کار آنهاست. اما هرچه مخاطب پخته‌تر و ورزیده‌تر باشد، تاکتیک‌های سیاست‌مداران هم پیچیده‌تر و تخصصی‌تر می‌شود. عکس نقیض این اصل می‌شود آنکه هرچند مخاطب ساده‌تر باشد، سیاست‌پیشگان نیز به تاکتیک‌های پیش‌پاافتاده‌تر توسل می‌کنند. تحریف نقل‌قول از ساده‌ترین تاکتیک‌هاست. و وقتی اثرگذار است، یعنی با مخاطبی زودباور مواجهیم.

البته ماجرا فقط به سیاست (به معنای مرسوم آن) مربوط نیست، نامۀ چارلی چاپلین به دخترش که حضور ذهن‌تان هست؟!

+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۶/۱۵ساعت   توسط محمد معماريان  | 

نوستالژی دهۀ شصت

شماها ميدونين برنامه كودك ساعت پنج يعني چي؟ تيزپروازان نيروي هوايي يعني چي؟ "شنوندگان عزيز توجه فرماييد" يعني چي؟

ميدوني ماكاروني غذاي لوكس باشه يعني چي؟ مفهوم امشي رو درك كردي؟ آبگوشت ناهار رو روي آلادين (علاءالدين در لهجه اصفهاني) پختن و ريختن كل محتوا در اثر برخورد جسم سخت به آلادين ميدوني چه داغ بزرگيه؟

ميدوني چاق و لاغر دو تا صفت براي توصيف BMI (شاخص توده بدن) نيست, بلكه يك نوستالژيه؟ ميدوني وقتي دختر دكتر ارنست مالاريا گرفت من غصه خوردم؟ ميدوني دوست داشتم به جاي سندباد توي دره جواهر بودم از مارها نميترسيدم همه طلاها رو مياوردم خونه؟

ميدوني مامانت سرويس طلاي عروسي اش رو بفروشه ماشين لباسشويي بخره يعني چي؟

ميدوني دبستان دوشيفته دخترانه/پسرانه چه جوريه؟ خوردن بستني توپي نشونه مايه داريه, ميدونستي؟ تا حالا يك هفته مسير مدرسه رو پياده رفتي با دوستت براي اينكه يك ساندويچ بندري بخري بذاري لاي نون نصفش كني كنار زاينده رود بخوري؟

رونوشت به: دهه هفتاديهاي محترم


+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۶/۰۶ساعت   توسط محمد معماريان  |