روزنوشت‌های من

آرام‌گاه تأمل‌های گاه‌ و بیگاه‌ام

نکاتی دربارۀ کنکور دکترای رشتۀ مدیریت

رشتۀ ما (مدیریت رسانه) در کنکور دکترا با نام «مدیریت رسانه‌ای» زیرمجموعۀ مدیریت است. برآورد من از پرس‌وجوهایم این بود که در کنکور سال گذشته، برای معرفی به مصاحبۀ دورۀ روزانۀ مدیریت رسانه، رتبۀ کمتر از 50 نیاز بود. به هر حال نکات زیر شاید به درد کسانی بخورد که امسال می‌خواهند در کنکور دکترای غیرمتمرکز شرکت کنند:

فکر کنم بهترین نقطۀ شروع، نگاهی به کارنامه‌های داوطلبین ورودی 1391 باشد. نمونه‌ای از این کارنامه‌ها در سایت مدیر موجود است. امتیازات من از این قرار بود: تخصصی 25، استعداد تحصیلی 53، زبان انگلیسی 84، رتبۀ آزمون کتبی: 3.

امتیاز زبان انگلیسی من غیرمعمول من است چون سؤالات زبان کنکور پارسال بسیار سخت بود. این تا حد زیادی ناشی از تجربۀ ترجمۀ من است. در رشته‌های غیر از مدیریت، بعضی از دوستان من با درصد زبان حدود 20 و استعداد تحصیلی حدود 30 و تخصصی حدود 30 رتبه‌های تک‌رقمی آورده بودند. برآورد من این است که اگر درصد زبانم حدود 40 درصد بود، رتبه‌ام حدود 70 می‌شد. زبان تمرین زیاد می‌خواهد و بیشتر مسئلۀ درک مطلب است. خواندن رفرنس‌های به زبان اصلی می‌تواند مفید باشد. (صحبت‌هایی شده است مبنی بر آنکه ممکن است زبان از آیتم‌های امتیازدار کنکور دکترا حذف شود اما قضیه هنوز قطعی نیست. حتماً پیگیر باشید.)

در استعداد تحصیلی، بچه‌هایی که پیش‌زمینۀ فنی‌مهندسی و ریاضی دارند بسیار مزیت دارند. من چون از قبل با تست‌های استعداد تحصیلی آشنا بودم وقت زیادی برای این مورد صرف نکردم، اما کتاب استعداد تحصیلی دکترای مدرسان شریف را دیده‌ام که کتاب خوبی است. این کتاب شما را با فضای کلی این سؤالات آشنا می‌کند که ترکیبی از سؤالات استاندارد هوش، ریاضی، هندسه، منطق و امثال آن است.

و می‌رسیم به بحث دروس تخصصی: واقعاً منبع خوب و جامع و یک‌دستی برای بحث دروس تخصصی سراغ ندارم. قسمت‌های ریاضی و آمار و روش تحقیق آن به نسبت در منابع مختلف سازگارترند، اما سؤالات دروس تخصصی مدیریت آن ممکن است در منبع‌های مختلف ممکن است برای یک سؤال به جواب‌های مختلف برسید! کلاً برای آمار و مدیریت فکر کنم فهرست کتاب‌های زیر که قبلاً دوستان هم‌رشته‌ای‌ام معرفی کرده‌اند مفید باشد:

آمار:

1. روش تحقیق در علوم اجتماعی (2جلد)، ارل ببی، دکتر رضافاضل، انتشارات سمت

2. روشهای آماری، دکتر کریم منصورفر، انشارات دانشگاه تهران

3. احتمالات و آمار کاربردی در روانشناسی وعلوم تربیتی

مبانی مدیریت:

1. مبانی سازمان و مدیریت، دکتر علی رضاییان، انتشارات سمت

2.  مدیریت عمومی، دکتر مهدی الوانی، نشر نی

3. مدیریت رفتارسازمانی، دکتر علی رضاییان، انتشارات سمت

4. مدیریت منابع انسانی، دکتر اسفندیار سعادت، انتشارات سمت

برای پاسخ به سؤالات مدیریت، جزوه‌های اساتید هم می‌تواند تا حدودی مفید باشد اما اینکه با کلیت مباحث مدیریتی به صورت نسبتاً عمیق آشناتر باشید بهتر کمک می‌کند چون مشخص نیست کدام استاد از کدام دانشکده سؤالات را طراحی می‌کند. من شخصاً جزوه از کسی نگرفته بودم.

البته همۀ اینها فقط برای بخش آزمون کتبی است و بخش مصاحبه نیز اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. سؤال دیگری هم باشد در خدمتم.

+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۸/۱۳ساعت   توسط محمد معماريان  | 

چگونه دربارۀ کتاب‌هایی حرف بزنید که نخوانده‌اید؟

اسکار وایلد می‌گوید: «هرگز کتابی که باید ارزیابی کنم را نمی‌خوانم؛ چرا که خواندن موجب پیش‌داوری می‌شود.» پیر بایارد[1] (استاد ادبیات فرانسۀ دانشگاه پاریس) این جمله را به عنوان سرلوحۀ کتاب جنجالی خود، «چگونه دربارۀ کتاب‌هایی حرف بزنید که نخوانده‌اید»[2] انتخاب کرده است.

این کتاب پرفروش فرانسوی‌زبان، که ترجمۀ انگلیسی آن در سال 2009 نیز تحسین منتقدین را به دنبال داشت، در نگاه اول یک دستورکار برای کسانی است که عاشق‌اند از نادانسته‌هایشان (خواه کتاب یا غیر از آن) حرف بزنند. بایارد در چند فصل توضیح می‌دهد که چگونه دربارۀ کتاب‌های خوانده‌نشده باید حرف زد: کتاب‌هایی که نمی‌شناسید، ورق زده‌اید، درباره‌شان شنیده‌اید، و کتاب‌هایی که فراموش کرده‌اید. سپس به شما آموزش می‌دهد که در مواجهه با مخاطبان مختلف (جامعه، اساتید، نویسنده، عزیزان‌تان) می‌توانید از چه راهبردهای رفتاری استفاده کنید: شرمنده نباشید، ایده‌های خود را تحمیل کنید، کتاب را از نو بسازید و جعل کنید، و یا اصلاً دربارۀ خودتان حرف بزنید!

اما در نگاهی دقیق‌تر، او نگران آیندۀ کتاب‌ها، یا به عبارت دقیق‌تر نگران آیندۀ کتاب‌خوان‌ها است. بایارد در بستر این این شبه‌طنز قوی و ظریف، رابطۀ خواننده و کتاب را تحلیل می‌کند. در ابتدای متن، بایارد با استفاده از داستان «مرد بی‌صلاحیت» از موسیل، می‌نویسد که هر کتاب یک «محتوا» و یک «جایگاه» دارد و جایگاه کتاب به نسبت سایر کتاب‌ها مشخص می‌شود. پس اگر، به مانند کتاب‌دار این داستان، از جایگاه کتاب در گسترۀ آثار تولیدشدۀ ادبیات آگاه باشید، بهتر می‌توانید دربارۀ محتوایش قضاوت کنید و حتی شاید اطلاع از این جایگاه برای قضاوت دربارۀ محتوا نیز بس باشد. در ادامه، او نکات دقیق‌تری دربارۀ فهم «کتاب» به مثابۀ یک محصول خاص مطرح می‌کند، نکاتی که می‌توان گفت از دقت فیلسوفانه‌ای برخوردارند. اما این نکات همگی در بستر همین مفهوم‌اند: جداسازی محتوا از کتاب.

بایارد، در ابتدا، متوجه گناه «نخواندن» است اما به تدریج مسئله را بسط می‌دهد تا پهنۀ گسترده‌ای از تعمقات نظری دربارۀ «کتاب‌خوانی» را مطرح کند. این‌گونه است که مسئلۀ او دیگر فقط «نخواندن» نیست؛ تا بدانجا که حتی دقیق خواندنِ یک کتاب نیز می‌تواند گناه «نخواندن» به دنبال داشته باشد: غرق شدن در یک کتاب آن‌گونه که فهم ربط آن محتوا به پیرامون دشوار شود نیز نوعی از نخواندن است. و البته خواندن نیز تجربه‌ای فردی و منحصر به شخص است: در بسیاری موارد، «رابطۀ ما با کتاب‌ها، فضایی سایه‌گونه رقم می‌زند که در چنبرۀ ارواح حافظه گرفتار است.» که این تجربه می‌تواند در بستر «نخواندن» ابداع شود: وقتی که فرد از مؤلفه‌های دیگری غیر از محتوا برای فهم متن بهره بگیرد. با بهره‌گیری از داستان‌ها و تمثیل‌های مختلف در گوشه و کنار متن، بایارد نکات ظریفی از نقد ادبی را نیز به خواننده منتقل می‌کند.

من البته بر خلاف توصیۀ اسکار وایلد، این کتاب را خوانده‌ام تا معرفی‌اش کنم. دوست دارم خواندن این کتاب را به شما توصیه کنم؛ هرچند شاید در این توصیه، پیش‌داوری داشته باشم!

[1] Pierre Bayard

[2] How to talk about books you haven’t read


منتشرشده در: روزنامۀ تهران امروز، سه‌شنبه نهم آبان 1391 (صفحه روزنامه، فایل پی‌دی‌اف)

+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۸/۱۰ساعت   توسط محمد معماريان  | 

تأثیر هورمون‌ها بر رفتار رأی‌دهی زنان در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا

محققان دریافته‌اند که در دورۀ تخمک‌گذاری ماهیانه، وقتی سطح هورمون استروژن در زنان افزایش می‌یابد، زنان مجرد احتمال بیشتری دارد که به اوباما رأی دهند و زنانی که در یک رابطۀ تعهدآور هستند احتمال بیشتری دارد که به رامنی رأی دهند.

مطالعات سابق نشان داده‌اند که احتمال رأی‌دهی زنان بیشتر از مردان است. همچنین زنان متأهل بیشتر به رامنی رأی می‌دهند (فاصلۀ 19 درصدی)، و زنان مجرد بیشتر به اوباما رأی می‌دهند (فاصلۀ 33 درصدی). همچنین مطالعات سابق نشان داده‌اند که هدف‌های تولیدمثلی می‌تواند بر نگرش‌های سیاسی و مذهبی اثرگذار باشد.

بنا به این مطالعه که گزارش آن در ژورنال علمی Psychological Science منتشر خواهد شد، کریستینا دورانت و همکارانش از دانشگاه تگزاس (سن‌آنتونیو) پیمایش‌هایی در بین زنانی انجام دادند که از داروهای ضدبارداری هورمونی استفاده نکرده و چرخه‌های قائدگی منظم داشتند. آنها دریافتند که زنان در اوج تخمک‌گذاری، اگر مجرد باشند نگرش مذهبی کمتر و نگرش لیبرال‌تری دربارۀ سقط‌جنین و مسائل مربوط به ازدواج دارند، اما اگر رابطه‌ای تعهدآور (ازدواج) داشته باشند احتمالاً رویکردی برخلاف دستۀ اول اتخاذ می‌کنند 

پی‌نوشت: این خبر را امروز صبح در سرویس وبلاگ‌های سی‌ان‌ان دیدم. اما امروز عصر این خبرگزاری با ارائۀ دلیلِ «عدم رعایت معیارهای تحریری سی‌ان‌ان»، این یادداشت وبلاگی را حذف کرده است. همین نکته البته می‌تواند برای سایت‌های داخلی آموزنده باشد که وقتی مطلبی را حذف می‌کنند یک توضیح به جایش بگذارند.

+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۸/۰۶ساعت   توسط محمد معماريان  |