یک راننده: پنج اپیزود
برای مسؤولان AFC که برای بازیهای آسیایی به اصفهان میآیند، در هتل عباسی اتاق میگیرند. تیم سپاهان به هتل آسمان میرود و تیم مهمان در هتل کوثر ساکن میشود. من معمولاً مترجم همراه مسؤولان AFC هستم. عموماً یک هایس برای داوران و ناظر داوری و یک خودروی شخصی برای ناظر مسابقه، کرایه میشود تا در این سه چهار روز در اختیارمان باشد.
یکی از مشاهدات جالبم، برخورد نمایندگان AFC با رانندگان است. در اینجا، پنج اپیزود از این برخوردها را روایت میکنم، هرچند از ذکر ملیت آن نمایندگان قصد تعمیم رفتار به یک ملیت را ندارم.
اپیزود اول: ارزیاب داوری از هند
در فرودگاه امام به استقبال ناظر داوری رفتم: مردی جاافتاده و پنجاه و چند ساله، با همان حرکات سر ممتد هندیها در هنگام صحبت با دیگران! پروازش صبح زود نشست و با خودرو به سمت اصفهان حرکت کردیم. در استراحتگاه مهتاب برای صبحانه ایستادیم. راننده میلی به صبحانه نداشت. با ناظر داوری که داخل رفتیم، سراغ راننده را گرفت:
Where is the gentleman? He is not coming for breakfast?
اپیزود دوم: ناظر مسابقه از اردن
نامش طلال بود و چشمانی فوقالعاده تیز داشت. با پرواز به اصفهان آمده بود. برای اولین بار که همراه او از هتل بیرون آمدیم، راننده جلو آمد تا به احترام در ماشین را برایش باز کند. دست راننده را گرفت و گفت:
Please don’t do this. I can do it.
اپیزود سوم: داور وسط از استرالیا
یک مرد جوان، خوشتیپ، قدبلند و خوشاخلاق. داوری شغل دومش است و میگوید که در استرالیا افراد باید حدوداً نصف درآمد شغل دوم را به عنوان مالیات بدهند. به همین خاطر، داوری را به عنوان تفریح دنبال میکند. روز قبل از بازی که از تمرین در زمین فولادشهر به هتل برمیگردیم، پس از پیاده شدن راننده میخواهد خداحافظی کند، که این داور استرالیایی به او میگوید:
Please join us for dinner.
اپیزود چهارم: ناظر داوری از امارات
یکی از آن شیخهای خوشاخلاق اماراتی است که به خاطر تفریح و علاقهاش برای فوتبال هم وقت میگذارد. یک شیخ میگویم، یک شیخ میشنوید! میگفت ده سال پیش یک خانه توی پراگ خریده، چون قیمت خانه خیلی ارزان بوده آن وقتها، به قیمت پنجاه هزار دلار. الآن حدود هشتصد هزار دلار میارزد. در این مدت هم وقت نکرده بود به آن خانه سر بزند. روز آخر، یک دویست دلاری را به ریال تبدیل کرد، از من مشورت گرفت و هنگام خروج از هتل از خانهدارها تا مراقبان در هتل تا کسی که کارتنهای گز را برایش بستهبندی کرده بود انعام داد. در فرودگاه اصفهان، یک تراول توی دستش گذاشت و هنگام خداحافظی با راننده توی دست او لغزاند. راننده خواست با احترام محبتاش را رد کند، اما گفت:
Never mention it. Thanks for your big support here.
اپیزود پنجم: داور وسط از ژاپن
با نیشیمورا (داور خندهروی ژاپنی) و تیم همراهش، اوقات خوشی در اصفهان داشتیم. روز آخر هنگام خداحافظی، یک پرچم کوچک با آرم جیلیگ (لیگ فوتبال ژاپن) که چهار داور پشتش را امضاء کردهاند به رانندۀ هایس میدهد و میگوید:
This is not big. Just to remember us.