توریسم مذهبی vs. توریسم تفریحی
درآمد: یعنی این را اگر ننویسم سر دلم میماند. و کلا به تجربه ثابت شده که نباید گذاشت چیزی سر دلم آدم بماند. خوب نیست. قلنبه میشود گیر میکند توی گلو.
دوباره یک مطلب دیدم که حساب و کتاب کرده بود دربارۀ خرج و مخارج حج ایرانیها و پولی که به جیب سعودیها میرود و اینکه با این پول چند تا مدرسه میشود ساخت و چند تا شغل میشود ایجاد کرد و چیزهایی از این دست.
به محاسباتش و دقیق بودن یا نبودنشان کاری ندارم. ولی از هواداران اینگونه تحلیلها میپرسم: خوب، تکلیف آنهایی که برای تفریح به امارات و ترکیه و تایلند و ارمنستان میروند چه میشود؟ فکر کنم رقمی که از اینگونه سفرها به جیب این میزبانان میرود نیز دست کمی از ارقام سفرهای زیارتی مؤمنین و مذهبیون نداشته باشد.
یک جواب مرسوم به سؤال بالا این است که: سیاحتکنندگان این کشورها برای تفریحاتی به این مقصدها میروند که امکانش در ایران نیست.
بسیار خوب، دربارۀ درستی یا نادرستی این کار قضاوتی نمیکنم چون به نگاه ایدئولوژیک یا حتی فاشیستی متهم میشوم. اما اگر این حق را برای تفریحکننده قائلید، پس برای آن فرد مذهبی هم حق مشابهی قائل باشید، حق آنکه برای آسودگی و لذت روحیاش به توریسم مذهبی پناه ببرد.
دربارۀ این آسودگی و لذت روحیاش هم باب بحث باز نکنید که آن وقت نوبت من میشود شما را به نگاه ایدئولوژیک یا فاشیستی متهم کنم!