روزنوشت‌های من

آرام‌گاه تأمل‌های گاه‌ و بیگاه‌ام

خلق مشارکتی آثار ادبی: تأملی پیرامون رابطۀ صنایع خلاق و فضای مجازی

تا حدود دو دهۀ پیش وقتی نویسندگان متن‌های پرمخاطب رسانه‌ای (خواه رسانه‌های مکتوب از قبیل کتاب یا رسانه‌های شنیداری و دیداری از قبیل رادیو و تلویزیون) دست به کار تولید می‌شدند، پیش‌بینی نگرش و نقدهای مخاطبان نسبت به محصول کار دشواری بود. حتی اگر پس از تولید محصول و پیش از پخش عمومی آن در سطح جامعه، آن را به یک نمونه از مخاطبان عرضه کرده و خواستار نظر آنها می‌شدند تا حسب مورد بتوانند حکّ و اصلاحی در آن انجام دهند، باز هم بسیار پیش می‌آمد که نظرات آن نمونه با واکنش‌های آتی کل جامعه هم‌خوان نباشد.

اما امروزه باخبر شدن از طیف گسترده‌ای از نظرات مخاطبان فقط چند ثانیه طول می‌کشد. کافی است محصول پخش شود تا کاربران در پایگاه‌های هواداری محصول یا خالق آن، وب‌گاه‌های تخصصی، انجمن‌های مشارکتی، و شبکه‌های اجتماعی محتوایی گسترده دربارۀ آن محصول تولید کنند. فناوری‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی زمینه‌ای برای ایجاد پیوندهای نزدیک‌تر میان خالق و مخاطب فراهم آورده‌اند. بسیار پیش می‌آید که خالقین محصولات ادبی با بهره‌گیری از آنچه مخاطبان بی‌واسطه و به سهولت در اختیارشان قرار می‌دهند، برای محصولات بع خود تصمیم‌گیری کنند.

به مدت چندین قرن، خلق ادبی یک سفر تک‌نفره بود. نویسنده در اتاق خود می‌نشست، فضایی مناسب خُلق و خوی خود فراهم می‌کرد، و بنا به تجربه، استعداد و گاه پیش‌بینی‌های خود محصولی می‌آفرید که می‌توانست ذائقۀ مخاطبانش را سیراب کند یا به یک شکست تمام‌عیار موقت یا درازمدت تبدیل شود. اما اکنون به مدد فناوری‌های نوین ارتباطی و به خصوص شبکه‌های اجتماعی، فرآیند خلق ادبی برای برخی از خالقین این آثار همانند نواختن موسیقی زنده است: مخاطبان با چشم‌های خیره به آنها می‌نگرند، گاه تشویق و گاه هو می‌کنند، و حتی «محصول درخواستی» تقاضا می‌دهند. این پدیده البته در سرتاسر عرصۀ خلق فرهنگی و هنری قابل دیدن است. به تدریج، همۀ هنرمندان در تمامی رسانه‌ها «اجتماعی» می‌شوند: از رمان‌نویس‌ها گرفته تا نقاشان و موسیقی‌دان‌ها. شاید بتوان گفت حرفۀ آنها به حوزۀ عمومی کشیده شده است.

امکاناتی که رسانه‌های نوین برای ذائقه‌سنجی و هم‌راه شدن با تقاضای مخاطبین فراهم می‌کنند فوق‌العاده است. در دنیای آنلاین، خلق هنری نیز به یک «پخش زنده» تبدیل می‌شود که البته دشواری‌های خاص خود را به همراه دارد. در فضای ادبی امروز جامعۀ ما نیز به تدریج می‌توان از شعراء و نویسندگانی سراغ گرفت که بخشی از نوشته‌های خود را ابتدا در فضای مجازی در اختیار مخاطبان قرار داده‌اند و به تدریج پخته‌تر شده‌اند تا قابلیت عرضه در فضای حقیقی بیابند. حتی چهره‌های سابقاً گمنامی را نیز می‌توان یافت که به مدد توجه کاربران فضای مجازی، پر و بال گرفتند و توانستند خود را در فضای حقیقی نیز مطرح کنند. در محصولاتی که به صورت سریالی تولید می‌شوند، ردپای اثرگذاری نظرات مخاطبان بر محتوای نسخه‌های بعدی را نیز می‌توان یافت.

با این حال، این فرآیند بدان معنا نیست که خالقین آثار هنری چشم به دهان مخاطبانِ آماده و در دسترس امروزی دوخته‌اند. به گفتۀ یکی از این هنرمندان فعال در عرصۀ مجازی، «این کار سمّ مهلک هنر است. هنرمند هم موظف و هم مجبور است ذائقه‌ساز نیز باشد.» پس هنرمند خلاق، در مواجهه با حضور گستردۀ مخاطبان، اشاره و نشانه‌های لازم برای هدایت فرآیند خلق را می‌یابد.

طبعاً می‌توان هنرمندانی را سراغ گرفت که هنوز خلق در انزوای سنتی را ترجیح می‌دهند؛ شاید به این علت که پا گذاشتن در فضای مجازی مشکلات و دشواری‌های خاص خود را دارد. هنرمندانی که مایلند در این فضای نوین شروع به حرکت کنند، می‌توانند «هنرمندان روی صحنه» را الگوی اولیۀ خود قرار دهند. آنها قرن‌هاست که شیوۀ تعامل با مخاطب حاضر و ناظر را می‌شناسند. آنها خوب می‌دانند که چگونه می‌توان واکنش مخاطب را سریع فهمید، بر اساس آن رفتار خود را وفق داد، و ادامۀ اجرا را پی گرفت.

تا بدین‌جا، سخن از توجه خالق به بازخورد مخاطبان در بستر رسانه‌های نوین ارتباطی بود. اما این رسانه‌ها امکانی مضاعف را نیز فراهم آورده‌اند که «خلق مشارکتی» نام دارد. خلق مشارکتی البته قدمتی به سابقۀ تاریخ دارد. به تعبیری می‌توان گفت که فولکلور عامه‌پسندی که نسل به نسل به دست ما رسیده است، محصول مشارکت تعداد زیادی از اعضای اجتماع در فرآیند خلق ادبی بوده است: هرکسی بنا به سلیقۀ خود بخش یا بخش‌هایی از آن محصولات را تغییر داده است و در یک فرآیند بازخوردگیریِ اجتماعی که البته متأثر از میزان نفوذ هر یک از این عاملان بوده است، محتوا به صورت مشارکتی اصلاح و تکمیل شده تا به دست ما رسیده است. در دوران نزدیک‌تر نیز می‌توان از پروژه‌هایی سراغ گرفت که هدفِ آنها، شرکت دادنِ مخاطب در تولید اثر هنری بوده است: مخاطبی که حرفه و کارِ اصلی‌اش، خلق آثار هنری نیست. برخی آیین‌ها و مراسمات اجتماعی را نیز می‌توان پرفورمانس‌هایی دانست که اجزاء آن در گذر تاریخ بنا به صلاحدید عاملان مختلف، تغییر یافته و تکامل پیدا کرده‌اند.

با این مقدمه، رسانه‌های نوین زمینۀ جدیدی برای «خلق مشارکتی» فراهم کرده‌اند به گونه‌ای که تعامل فضای مجازی و صنعت خلاقه هنری به دریافت بازخورد مخاطبان محدود نمی‌شود. پدیده‌های جدیدی در عرصۀ فرهنگ عامه‌پسند، چه در کشورهای غربی و چه در کشور ما که ضریب نفوذ و کاربری فضای مجازی‌اش پایین‌تر است، رُخ داده‌اند که تحول مفهوم خلق را نیز نشان می‌دهند.

شاید اولین نمونه‌ای که در این راستا به ذهن برسد، طنازی‌ها و خُرده‌نویسی‌هایی است که در قالب پیامک و گفت‌وشنودهای محفلی خانوادگی و امثال آن به فضای حقیقی نیز راه یافته‌اند. شاید بخشی از این محصولات را به سختی بتوان هنر والا نام نهاد یا حتی هنر نامیدن آنها محل بحث و جدل باشد، اما توان آنها در تأثیرگذاری بر فضای تعاملات میان‌فردی اجتماع‌مان قابل انکار نیست. دامنۀ نفوذ این پروژه‌های خلق محتوای عامه‌پسند آن‌قدر گسترش یافته است که کمابیش می‌توان کسانی بسیار دور از فضای مجازی را نیز یافت که به نوعی متأثر از آنها هستند.

کاربران ایرانی بواسطۀ محدودیت سرعت و هزینۀ دسترسی به شبکۀ جهانی، عمدتاً حضور خود را در فضای نوشتاری رسانه‌های نوین ارتباطی نشان داده‌اند. توافقی نسبی میان کارشناسان این حوزه وجود دارد که رسانه‌های نوین ارتباطی «جرأت نوشتن» به آنها داد که خیز اول آن در موج وبلاگ‌نویسی ظهور کرد. دغدغۀ اصلی یا جزئی بخشی از وبلاگ‌نویسان، نویسندگان بالقوۀ سابق که اکنون جسارت و ابزار عرضۀ محتوای خود را پیدا کردند، تولید محتوای ادبی بود. در این فضای نسبتاً دموکراتیک‌تر خلق ادبی، استعدادها و خُرده‌استعدادها درخشید. اگر وبلاگ‌نویسی نماد دورۀ «خودنمایی» در عرصۀ خلق محتوا بود، اکنون به تدریج وارد دورۀ «جمع‌نمایی» می‌شویم: جایی که جمع سعی دارد توان گروهی خود را به نمایش بگذارد.

اینجاست که می‌توان یک پدیدۀ نوظهور دیگر را رصد کرد: خلق کاملاً مشارکتی آثار ادبی. یک خالق ذی‌نفوذ نام‌آشنا یا یک کاربر خلاق گمنام، موضوعی را در یکی از حیطه‌های تولید هنری پیشنهاد می‌دهد. آن موضوع برای کاربران جذاب می‌شود و طوفانی در مقیاس کوچک یا بزرگ در بخشی از جزیره‌های کاربری فضای وب پدید می‌آید. کاربران دست به دست هم می‌دهند و «محصول» جدیدی خلق می‌کنند که به‌واقع حاصل مشارکت همۀ آنهاست.

در فضای وب فارسی، مثال‌هایی از این گونه را می‌توان یافت. به عنوان نمونه، کاربران خوش‌ذوق، در مناسبتی خاص، کنار هم جمع می‌شوند: بیت آغازینِ یک قصیده مطرح می‌شود و کاربران تک‌بیت‌هایی در ادامۀ آن می‌سرایند. بنا به ضرورت، برخی ابیات توسط افراد مسلط‌تر اصلاح می‌شوند و در نهایت یک قصیدۀ زیبا و دلنشین پدید می‌آید. این‌گونه فعالیت‌ها (تا آنجا که من اطلاع دارم) هنوز به فضای غیرمجازی راه نیافته‌اند اما به سادگی می‌توان آینده‌ای نزدیک را متصور بود که بر روی کتاب‌ها یا مجموعۀ اشعار به جای نام خالق بنویسند: کاربران فلان وب‌گاه.


منتشرشده در: روزنامۀ تهران امروز (صفحه / فایل پی‌دی‌اف)

+ نوشته شده در  ۱۳۹۱/۰۹/۲۱ساعت   توسط محمد معماريان  |